محمد صالح الحسينى الترمذى ( كشفي )
90
مناقب مرتضوى ( فارسي )
ترجمه : در مناقب خطيب مسطور است كه رسول فرمود : « به درستى كه حقّ تعالى در بهشت را حلقهاى از ياقوت سرخ آفريده ، بر صفحههاى طلا تعبيه كرده . هرگاه بر در بهشت آن حلقه را زنند ، آوازى برآيد و گويد : يا على ، يا على . » منقبت : قال النّبى - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم : « لمّا خلق اللّه تعالى آدم و نفخ فيه من روحه ، عطس آدم . فقال : الحمد للّه . فاوحى اللّه حمدنى عبدى . لعزّتى و جلالى لولا عبدان اريد ان اخلقهما فى دار الدّنيا ما خلقتك . قال : الهى ، يكونان من نسلى ؟ قال : نعم . فقال : يا آدم ارفع رأسك و انظر . فرفع رأسه فاذا مكتوب على العرش لا إله الّا اللّه ، محمّد نبى الرّحمة و على مقيم الجنّة . » ترجمه : هم در كتاب مذكور از عبد الله بن مسعود - رضى الله عنه - مروى است كه رسول گفت : « چون حقّ - سبحانه و تعالى - آدم را آفريد و از روح خود در او دميد ، آدم عطسه كرد و گفت : الحمد للّه . پس گفت : خداى - عزّ و جلّ - حمدنى عبدى ؛ يعنى ستايش كرد مرا بندهء من . به عزّت و جلال من اگر مقصود از آفرينش دو بنده نبودى كه ارادت من چنان است كه ايشان را بيافرينم ، هر آينه تو را نيافريدمى . آدم گفت : الهى ، آن هر دو بنده از نسل من خواهد بود ؟ فرمود : بلى . آنگاه فرمان شد كه اى آدم ، سر بردار و نگاه كن . آدم سر برداشته نظر كرد و بر عرش مجيد ديد نوشته بود : لا إله الّا اللّه ، محمّد نبى الرّحمة و على مقيم الجنّة . » منقبت : قال النّبى - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم : « حاكيا عن اللّه تعالى من عرف حقّ علىّ ، زكى و طاب و من انكر حقّه ، لعن و خاب . اقسمت بعزّتى ان ادخل النّار من عصاه و ان اطاعنى و ادخل الجنّة من اطاعه و ان عصانى . » ترجمه : هم در كتاب مذكور مسطور است كه گفت نبى : « حقّ سبحانه به من فرمود : كسى كه حقّ مرتضى شناخت ، پاك و خوش شد و كسى كه انكار كرد حقّ او را ملعون و زيانكار شد . سوگند مىخورم به عزّت خود اينكه داخل كنم در دوزخ كسى را كه عصيان كند او را ، اگرچه اطاعت كند مرا و داخل كنم در بهشت كسى را كه اطاعت كند او را ، اگرچه عصيان كند مرا . »